
ارتش ایران همواره از دو دسته سرباز تشکیل میشد: سربازان ثابت و موقت. این مساله در زمان هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و سایر حکومتهای ایرانی رواج داشت. گروهی از سربازان ایران دائمی بودند و گروهی از جانب ایلات، ساتراپیها و روستاها در هنگام جنگ به لشکر میپیوستند و بعد از جنگ هم به خانه و کاشانۀ خود بازمیگشتند.
این ساختار تا پایان دورۀ قاجار نیز وجود داشت و بر ارکان مختلف ارتش حکمفرما بود. با این حال، بعد از روی کارآمدن امیرکبیر تلاشهایی برای تغییر این ساختار سنتی به عمل آمد. همچنین، بعد از انقلاب مشروطه نیز تحولاتی در این سیستم ایجاد شد؛ هر چند این تحولات کوتاه مدت بودند و تا سال 1300 و فراهم شدن تغییرات سیاسی در ایران و انقراض قاجار، ارتش دچار یک تحول عمیق نشد.
ساختار ارتش ایران در عصر ناصری
در عصر قاجار (تا اواخر سلطنت ناصرالدین شاه) لشکر به دو دستۀ قشون پارکابی (ارتش ثابت) و قشون ولایتی (سربازان موقت ارسال شده توسط ولایات) تقسیم میشد. در دوران ناصرالدین شاه برخی تقسیمات دیگر نیز وارد ارتش شد. قشون ثابت و متحرک از جمله تقسیمات لشکری در عصر ناصری است. قشون متحرک سربازانی بودند که دائما به مناطق مختلف میرفتند و وظیفۀ اصلیشان حفاظت از مرزها و سرحدات بود. قشون ثابت اما نیروی ذخیره بودند که جز در موارد جنگ و درگیریهای طولانی مدت و جدی، به سپاه اصلی نمیپیوستند. قشون ثابت در طول سال به فنون نظامی مشغول نبودند و تنها ماهی سه بار در میدان اصلی شهر خود رژه رفته و به تمرین نظامی میپرداختند.
همچنین، در عصر ناصری، شاهزادگان دارای سپاهی مستقل بودند و در مواردی از آن استفاده میکردند. ضل السطان صاحب فوج جلالی بود که لباس ارتش اتریش یا پروس را میپوشیدند و مستقیما از شاهزاده ضل السلطان دستور میگرفتند. همچنین، حسینعلی فرمانفرما، حاکم فارس سپاهی مرکب از 1 هزار سوار ثابت و 20 هزار سوار موقت داشت. با این حال، این ارتشها معمولا محلی عمل میکردند و در حدود قلمرو خود قدرت داشتند و جرات هجوم به تهران یا مناطق دوردست ایران را نداشته و از شاه تبعیت میکردند.
به طور کلی سواره نظام ناصرالدین شاه به دو دستۀ کلی منظم و غیرمنظم تقسیم میشد. سواره نظام منظم که خود به دستۀ نیزهدار و تفنگدار تقسیم میشدند، گارد مخصوص سلطنتی بودند. سواره نظام غیرمنظم هم به دو دستۀ کوتاهمدت و بلندمدت تقسیم میشدند. بلندمدتها از دولت مواجب میگرفتند و به محض درخواست حکومت باید سر پست خود حاضر میشدند. دستۀ دوم فقط مواجب را هنگام خدمت از حکومت دریافت میکردند و درآمد ثابت نداشتند.
همچنین، گروهی از سواره نظام بلندمدت و ثابت، «شهری» بودند و گروهی «ایلیاتی». اما غالب سواره نظام نامنظم از بین روستاییان به استخدام درمیآمدند. به این گروه در عصر فتحعلی شاه «قشون انعامی» میگفتند.
نحوۀ سربازگیری
در عصر فتحعلی شاه هر ایل باید تعداد معینی سرباز به ارتش میداد. روش دریافت سرباز به صورت ملوک الطوایفی بود. هر شهر (به استثنای چند منطقه) باید تعداد ثابتی سرباز به ارتش میداد. اگر فرد منتخب به ارتش نمیپیوست، یکی از اعضاء خانوادهاش موظف بود جور او را بکشد و به جنگ برود. این مساله در مورد سربازان فراری نیز صادق بود.
همچنین، اگر فردی به ارتش میپیوست از مالیات معاف بود و تا پایان خدمت به خانوادهاش جیره میدادند. گاهی به مردم ده یا طایفۀ سرباز مقداری زمین برای کشت و زرع میدادند.
این قوانین تا عصر امیرکبیر رواج داشت. در عصر امیرکبیر شرایط تغییر کرد و او قوانین ثابت و مدرنی به نام «بنیچه» برای استخدام سرباز به کار بست. البته این روش به زودی (بعد از سقوط دولت امیرکبیر) از بین رفت و تا سال 1300 روش به کارگیری ثابت سرباز اعمال نشد.
قانون بنیچۀ امیرکبیر
امیرکبیر تلاش زیادی داشت تا از طریق ایجاد یک ارتش دائمی زمینهساز قدرت نظامی ایران شود. او در نخستین گام، روشهای کهنه سربازگیری را منسوخ گردانید و قانون سربازگیری بنیچه را تدوین کرد. براساس این قانون، ارتش ایران باید مجهز به ۳۰ هزار تن سرباز آماده و ۶۰ هزار تن ذخیره میشد. این سربازان نه از طوایف و قبایل و بر اساس مذاکره دولت با روسای طوایف، بلکه مستقیما از میان شهروندان و بر اساس سرشماری گرفته میشدند.
طبق قانون امیرکبیر از هر ۱۰ نفر واجد شرایط در یک منطقه یا روستا، یک نفر باید به خدمت سربازی میرفت. طبق این قانون، میزان مالیات هر ۱۰ نفر نیز متناسب با عده سربازان آنها تعیین میشد. هر منطقه یا شهری که سرباز نمیداد، مالیات نقدی بیشتری میپرداخت.
طبق قانون امیرکبیر، ۹ تن دیگر که به سربازی نمیرفتند، موظف بودند یک خروار گندم به عیال و اولاد یا پدر و مادر کسی که به سربازی میرفت، بدهند.
سرباز در مدت خدمت از پرداخت مالیات سرانه معاف بود و نیز یک نفر از اهالی روستا یا طایفه سرباز به عنوان «هم پا» معین میشد که در نبود سرباز از خانوادۀ او مراقبت میکرد تا او نگران اهل و عیالش نباشد. این فرد نیز از مالیات معاف بود.
همچنین، به سربازان خرج راه داده میشد. طبق اسناد، به هر سرباز به ازای هر فرسنگ (حدود ۶ کیلومتر) یک ریال و اگر سواره بود یک ریال و نیم داده میشد تا سربازان از مردم محلی طلب مال نکنند و به زور از آنها غذا و لباس نگیرند.
خدمت سربازی را نمیشد با پول معاوضه کرد و اگر سربازی حاضر به خدمت نبود، میتوانست به شخص دیگری پولی دهد و او را به جای خود به سربازی بفرستد.
دورۀ خدمت نیز متفاوت بود و در اسناد مختلف اعداد متفاوتی آمده است. در برخی اسناد مدت خدمت ۲ سال ذکر شده، در برخی ۴ سال و در برخی ۱۲ سال آمده است.
در برخی اسناد آمده است که هر سرباز ۶ ماه خدمت میکرده و ۶ ماه به مرخصی میرفته است. در برخی مناطق این مدت به یک سال افزایش یافته بود.
اقدامات امیرکبیر در زمینه اصلاحات نظامی
امیرکبیر در طول سه سال وزارت، اقدامات زیادی در عرصههای مختلف انجام داد. بخشی از اقدامات او مربوط به اصلاحات نظامی و تلاش برای ایجاد ارتش نوین و دائمی بود. مهمترین اقدامات امیرکبیر در طول صدارت عظمی، در زمینه اصلاحات نظامی به شرح زیر است:
۱. ایجاد مدرسه نظامی در تهران و استخدام معلمان و مربیان نظامی از کشورهای مختلف برای تعلیم افسران
۲. متحدالشکل کردن لباس نظامیان
۳. تأسیس کارخانه اسلحهسازی در اصفهان، شیراز و تهران
۴. ساخت سربازخانهها در خارج از شهرها و بنای قراولخانهها در داخل شهرها
۵. ساختن قلعههای نظامی در محلهای استراتژیک و مهم و ایجاد پادگانهای دائمی
۶. اصلاح حقوق نظامیان و اختصاص حق ماموریت برای سربازان
۷. تشکیل نیروی دریایی در خلیج فارس و خریداری کشتی از انگلیس
لازم به ذکر است که بیشتر اصلاحات امیرکبیر بعد از عزل و مرگش، نیمهکاره مانده و به دست فراموشی سپرده شدند.
ارتش ایران در عصر مشروطه
اما به جز دورۀ امیرکبیر در دورۀ مشروطه نیز تغییرات و تحولاتی در ارتش به وجود آمد. در دورۀ مشروطه، ارتش ایران شاهد تحولات مهمی شد. در این دوره است که «قوای قزاق» و «نظمیه» بیش از همیشه وارد ساختار نظامی ایران شدند.
البته ریشۀ تحولات نظامی به شکست ایران از روسیه در عصر عباس میرزا بازمیگردد. او تلاش داشت ساختار ارتش ایران را از حالت ایلیاتی بیرون بیاورد و ارتش را مدرن کند. این تلاش در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، با شروع تحولات جنبش مشروطه شکلی نو یافت. البته دخالت غربیها در مسائل نظامی ایران نیز بر تحولات آن تاثیر گذاشت. در این دوره نیروی قزاق توسط روسیه و نیروی پلیس در جنوب توسط انگلیس ایجاد شد. مدتی بعد هم نیروی ژاندارمری به وجود آمد.
در سال 1300 رضاخان با ترکیب این سه نیرو ارتش نوین ایران را تشکیل داد و در سال 1304 قانون سربازی وظیفه در مجلس پنجم شورای ملی به تصویب رسید.





- پژوهشکده سایبرپلیتیک دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران (دافوس آجا)
ارسال دیدگاه