ارتش ایران در عصر قاجار (از آقامحمدخان تا محمدشاه)
lighthouse آقامحمدخان قاجار و ارتشش

ساختار ارتش ایران در نیمۀ نخست عصر قاجار (از آقامحمدخان تا اوایل پایان عصر محمدشاه) دارای یک ساختار سنتی و ضعیف بود. این ارتش از سه نیروی پیاده‌نظام، سواره‌نظام و توپخانه تشکیل شده بود و توپخانه خود به دو بخش توپخانۀ سنگین و زنبورک‌خانه تقسیم می‌شد. ارتش ایران در نیمۀ نخست دارای نیروی دریایی نبود. همچنین، این ارتش دائمی نبود و بیشتر نیروهای نظامی تنها در مواقع جنگ به خدمت احضار می‌شدند. 


ساختار کلی ارتش ایران

ارتش ایران در عصر آقامحمدخان باقی‌ماندۀ ارتش نادری بود. منتها خود او فرمانده‌ای لایق بود و از طریق ایجاد ترس در دل سربازان آنان را مطیع کرده بود. همچنین، آقامحمدخان سواران و فرماندهان ایل قاجار را به قدرت اصلی ارتش تبدیل کرده بود و یکدستی سران ارتش سبب کارآمدی موقت لشکر شده بود. با این حال، بعد از مرگ آقامحمدخان، کهنه بودن ساختار ارتش و به روز نشدن آن بعد از نادرشاه خود را نشان داد.

با آغاز جنگ ایران و روسیه و شکست ایران در این جنگ‌ها، عباس میرزا، ولیعهد فتحعلی شاه به فکر نوسازی ارتش افتاد. او تلاش کرد ارتش ایران را به سبک ارتش‌های اروپایی نوسازی کند. نتیجۀ تلاش او ایجاد ارتشی دودسته بود. یک دسته از ارکان ارتش، سنتی بود که از آقامحمدخان به ارث رسیده بود و دسته‌ای دیگر مدرن و اروپایی بود که ماحصل تلاش‌های عباس میرزا بود.

این ساختار دوگانه تا عصر محمد شاه و پس از مرگ او ادامه داشت. بعد از مرگ محمدشاه و روی کارآمدن ناصرالدین شاه و ایضا به قدرت رسیدن امیرکبیر تغییراتی جدی در ارتش ایران ایجاد شد. اگرچه این تغییرات با عزل امیرکبیر نیمه کاره ماند اما تاثیرات شگرفی در ارتش ایجاد کرد. همچنین، چند سال بعد از سلطنت ناصرالدین شاه، روشنفکران قاجار و آشنایان با ارتش‌های دنیا شروع به ترویج هنگ‌های مدرن کردند. این نوسازی با آغاز جنبش مشروطه اوج گرفت و باعث تحول در ارتش و قوای نظامی ایران شد.


ساختار اجتماعی ارتش ایران

بخش اصلی ارتش ایران در دورۀ قاجار را فرماندهان و سواران ایل قاجار تشکیل می‌دادند. ایل قاجار از زمان صفویه یکی از ایل‌های مهم ایران بود که نقشی برجسته در توان دفاعی ایران داشت و همواره روی شاهان صفوی نفوذ داشت. ایل قاجار فنون نظامی خود را در زمان فتح علی خان (بزرگ ایل در زمان صفویه) توسعه داد. این فنون بعد از جنگ داخلی ایران و شورش قاجارها در زمان محمد حسن خان (پدر آقامحمدخان) و حسینقلی خان جهانسوز (برادر آقامحمدخان) بیشتر شدند و در نهایت به آقامحمدخان به ارث رسیدند. تجارب بالای ایل قاجار سبب قدرت گرفتن آنها در جنگ‌های داخلی دوم (پس از مرگ کریم خان) شد و سبب گردید این ایل بتواند کشور را به تصرف خود درآورد.

با این حال، تنها اعضاء ارتش ایران در عصر آقامحمدخان و فتحعلی شاه، اعضاء ایل قاجار نبودند. آقامحمدخان پس از فرار از دربار زند به مازندران رفت. او در آنجا قبایل کُرد و عرب ناراضی از حکومت را به ارتش خود جذب کرد و سواران قدرتمندی از این دو قوم دریافت کرد. او همچنین، تفنگچیان مزدوری از طوایف لر و لک و همچنین، طوایف خراسان استخدام کرد.

اما خود ایل قاجار هم طوایف مختلفی داشت. آقامحمدخان به هر کدام از این طوایف قدرت مخصوصی داد و بخشی از وظایف ادارۀ ارتش را به آنها سپرد. طوایف دولو، عضدانلو، شامبیاتی، قوانلو، سپانلو، شاه بداقلو، قزل ایاق، قایجلو، داشلو، زیادلو، خزینه دارلو، کهنه لو، کرلو و مهدی قلی خانی از مهم‌ترین طوایف ایل قاجار بودند. 


ساختار نظامی ارتش ایران

قوای اولیۀ قاجار متشکل بود از حدود 180 هزار سوار که از قبایل مختلف گرفته شده بودند. این ارتش بعد از به قدرت رسیدن فتحعلیشاه دچار تغییر شد و نظم و نسق یافت. به طور کلی ارتش قاجار در عصر فتحعلی شاه و محمد شاه به دو دسته تقسیم می‌شد:

الف. سربازان پایتخت (پارکابی)

ب. سپاهیان ولایتی (ساخلو ولایتی)

دستۀ اول گارد ویژۀ سلطنتی بودند. این سربازان که به نوعی ارتش دائمی ایران بودند در پایتخت سکنی داشتند و بالغ بر 170 هزار سوار و تفنگچی می‌شدند. دستۀ دوم حدودا 150 هزار سرباز و تفنگچی بودند که در مواقع بحرانی یا جنگ از قبایل و ایالات مختلف به مناطق جنگی احضار می‌شدند.

از جهت هنگ و رسته، ارتش ایران به چند گروه مختلف تقسیم می‌شد. ارتش دارای سه نیروی پیاده‌نظام، سواره‌نظام و توپخانه بود و توپخانه خود به دو بخش توپخانۀ سنگین و زنبورک‌خانه تقسیم می‎شد. ارتش ایران در نیمۀ نخست دوران قاجار دارای نیروی دریایی نبود و از این جهت، بسیار ضعیف بود.

در میان رسته‌ها و گروه‌های نظامی، سواره‎‌نظام مهم‌ترین بخش بود. این گروه معمولا استراتژی مشخصی نداشتند و در مواقع جنگ با تعداد بالا و بدون نظم به دشمن یورش می‌بردند. این ضعف تا سال‌های بعد نیز ادامه داشت تا آنجا که ژنرال گاردان می‌نویسد: «سواران هیچ یک ترسو و ناورزیده نبودند لیکن یگانه عاملی که آنها را از خدمات موثر بازمی‌دارد «بی‌نظمی» است.»

در میان سواره‌نظام نیز دسته‌ای سوار چریک حضور داشتند که جیره و تجهیزات مورد نیازشان را خود تامین می‌کردند و برای ماموریت‌های خاص یا ترور یا شبیخون یا غارت کاروان استخدام می‌شدند.

پیاده‌نظام نیز مانند دوران قبل اهمیت زیادی نداشتند. پیاده‌نظام قاجار شامل 60 هزار سرباز بود که غالبا بدون نظم حرکت کرده و استراتژی خاصی نداشتند و از اعضای طبقات پایین جامعه تشکیل می‌شدند. لازم به ذکر است که سلاح این پیاده‌نظام شامل تفنگ‌های فتیله‌ای سه پایۀ بزرگ بود که خیلی هم بد سوار هم شده بودند.

تقسیمات کمّی ارتش ایران در نیمۀ نخست حکومت قاجار همانند گذشته بود. دسته‌های سوار به واحدهای 1000 نفری تقسیم می‎شد. هر واحد از 10 گروه 100 نفری تشکیل می‌شد و هر گروه نیز به 10 جوخه 10 نفری تقسیم می‌شد. به فرماندۀ یک گروه 1000 نفری «مین باشی» و به فرماندۀ یک گروه 100 نفری «یوزباشی» می‌گفتند. یه فرماندۀ جوخۀ 10 نفری نیز «اون باشی» می‌گفتند. 


تاکتیک‌های نظامی

تاکتیک نظامی سربازان سوار قاجار همان روش پارت‌ها بود که از هزاران سال پیش به ارتش‌ها و حکومت‌ها به ارث رسیده بود. روش «حمله و گریز» اصلی‌ترین روش سواره‌نظام بود. همچنین، بارش تیرهای متمادی به سمت دشمن و از هم جدا کردن هنگ‌های پیادۀ آنها روش اصلی سواره‎‌نظام قاجار در نیمۀ نخست بود که آن هم از روش پارت‌ها در جنگ حران گرفته شده بود. در همین رابطه اوژن فلاندن می‌گوید: «لشکرآرایی ایران هنوز شبیه پارت‌ها است...»


حقوق و درآمد

ونسا مارتین در کتاب «ایران در عهد قاجار» می‌نویسد: حقوق سربازان ارتش ایران در قرن 13 و 12 هجری زیاد نبود اما وضع زندگی سربازان ایران به نسبت سربازان عثمانی بهتر بود.  در سال 1263 حقوق اسمی سربازان پیاده در صورت خدمت تمام وقت سالیانه 7.5 تومان بود. پرداختی‌ها در آن سال‌ها به شدت نامنظم بود و هر سال یا دو سال، معوقات چند سال قبل، آن هم به صورت نصفه و نیمه پرداخت می‌شد. در سال 1294 حقوق سربازان علی رغم تورم افسارگسیخته هنوز سالیانه 7 الی 7.5 تومان بود. البته مقداری جیره نیز به سربازان داده می‌شد. سربازان محافظ شاه معمولا حقوق بیشتری دریافت می کردند. حقوق سالیانۀ آنها به 12 تومان هم می‌رسید. سربازان عادی به جز 7 الی 7.5 تومان حقوق سالیانه، روزانه 2 پنی بابت نان دریافت می‌کردند. علی رغم این حقوق کم، سربازان وضع خیلی بدی نداشتند، چرا که در دوران صلح شروع به کارگری می‌کردند و خرج مورد نیاز خانواده را تهیه می‌نمودند.

همچنین، سربازان ماهیانه یا سالیانه مقداری جیره می‌گرفتند. افسران سالیانه 4 الی 5 بار گندم می‌گرفتند و سربازان عادی هم یک بار گندم می‌گرفتند. البته مواجب سربازان به طور کامل به آنها داده نمی‌شد و بسیاری از افسران میان رده مواجب سربازان عادی را حیف و میل می‌کردند. این مساله گاه سبب شورش و غارت سربازان در نقاط مختلف می‌شد. اوژن فلاندن در این رابطه می‌نویسد: «سربازان حقوقی ندارند اما با غارت تلافی می‌کنند.»


توپخانۀ ایران در عصر قاجار

توپ‌های ایران در نیمۀ نخست عصر قاجار به شدت قدیمی و کهنه بود. این توپ‌ها به عصر شاه عباس و بعضا نادرشاه بازمی‌گشتند. البته چند توپ روسی هم بود که در جنگ‌های ایران و روسیه به غنیمت گرفته شده بودند. توپ‌ها معمولا ساکن بودند و با بسته شدن به گاوها حرکت می‌کردند. گلوله‌های توپ هم در چند کارگاه در اصفهان و شیراز و تبریز و مشهد ساخته می‌شدند. به طور کلی وضعیت توپخانۀ ایران خوب نبود. فابویه در رابطه با توپخانۀ عصر قاجار می‌نویسد: «توپخانۀ ایران قابل اصلاح نیست و باید از نو ساخته شود. در ایران نه کارخانۀ توپ سازی درستی وجود دارد و نه زرادخانۀ مناسبی.»


پیاده نظام قاجار در عصر محمدشاه
توپی باقیمانده از عصر قاجار
جنگ ایران و روسیه
مقالات وابسته
منابع
  1. پژوهشکده سایبرپلیتیک دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران (دافوس آجا)

ارسال دیدگاه

Captcha