ارتش ایران در عصر صفوی
lighthouse ارتش صفوی در حال جنگ

ایران با به قدرت رسیدن صفویه وارد عصر جدیدی شد. همانطور که پادشاهان صفوی وضعیت مذهبی، اجتماعی و سیاسی ایران را تغییر داده و آن را وارد مرحلۀ جدیدی کردند، ارتش ایران هم در این عصر دچار یک تحول تاریخی شد و تغییرات عمیقی را تجربه نمود.

به طور کلی، وضعیت ارتش ایران در عصر صفوی به دو دورۀ کلی تقسیم می‌شود: الف. پیش از شاه عباس ب. پس از شاه عباس. در هر کدام از این دو دوره، ارتش ایران تحولاتی را شاهد بوده که در آیندۀ این ساختار نظامی تاثیرگذاشته است.


ارتش ایران در عصر شاه اسماعیل اول

بنیانگذار سلسلۀ صفوی ارتش خود را با کمک گرفتن از قبایل ترک آناتولی ایجاد کرد. بخش وسیعی از سربازان شاه اسماعیل ترک بودند و به علت پوشیدن کلاه مخصوص قرمز به آنها «قزلباش» می‌گفتند. سربازان ارتش شاه اسماعیل بیشتر از 7 قبیلۀ مشهور ترک زبان استخدام می‌شدند که شاه اسماعیل را مراد خود می‌دانستند و حاضر بودند برای او جان بدهند.

قزلباش‌ها سواره بودند. شاه اسماعیل علاقۀ زیادی به استخدام پیاده نظام نداشت و قزلباشان خود را سواره به کار می‌گرفت. تعداد سربازان ارتش ایران در عصر شاه اسماعیل مشخص نیست اما شاه صفوی حدود 40 هزار سواره نظام ثابت قزلباش داشت که در ماموریت‌های گوناگون آنها را به کار می‌گرفت.

اما سربازان ترک قزلباش تنها سربازان ارتش شاه اسماعیل نبودند. بخشی از سربازان شاه اسماعیل از جانب والیان ایالات و استان‌ها به شاه داده می‌شدند تا در جنگ‌ها شرکت کنند. این سربازان غالبا فارس یا تاجیک، کرد و عرب و بلوچ و ... بودند. با این حال، همواره در سایۀ نفوذ و قدرت قزلباش‌ها قرار گرفته و نمی‌توانستند به مراتب بالای نظامی صعود کنند.

سلاح سربازان شاه اسماعیل بیشتر شامل تیرو کمان و تبرزین و خنجر و سپر و گرز و ... می‌شد. این سربازان مجهز به توپ و تفنگ نبودند. این در حالی است که طبق گزارش برخی مورخان، توپ در عصر شیخ حیدر، پدر شاه اسماعیل، توسط سربازان و ارتش‌های قبایل و طوایف ایرانی به کار گرفته می‌شده و این مساله مربوط است به 26 سال قبل از جنگ چالدران. با این حال، گزارش‌ها از جنگ چالدران حاکی از این است که سربازان شاه اسماعیل از توپ و تفنگ بهره نبرده و علت هم این بوده که شاه اسماعیل بهره بردن از این دو سلاح را خلاف مردانگی می‌دانسته است.

به جز این، برخی مورخان نوشته اند که ارتش ایران در عصر شاه اسماعیل اول مجهز به «منجنیق» بوده و ارتش شاه صفوی از نوعی منجنیق بهره می‌برده که روی برج‎های متحرک قرار گرفته بودند. 


ارتش ایران در عصر شاه طهماسب اول

ایران در عصر شاه طهماسب اول (پسر شاه اسماعیل) به مدت چند سال با عثمانی درگیر بود و همین مساله سبب شد شاه به فکر اصلاح و سازمان دهی ارتش صفوی بیفتد. با این حال، بعد ازشکست ایران در جنگ چالدران، رابطۀ مقام شاه و لشکر به هم خورد و دیگر شاه «مرشد» قزلباشان نبود. این مساله سبب گستاخی و شورش نظامیان قزلباش در عصر شاه طهماسب شد و مشکلات بسیار زیادی را برای او به وجود آورد و پروژۀ اصلاح و نوسازی ارتش ایران را دچار تعلیق کرد.

با این حال و با وجود تمام مشکلات، شاه صفوی توانست بخشی از اصلاحات مورد نظر خود را پیاده کند. شاه طهماسب که می‌دانست تا ارتش دائمی و مستقل نداشته باشد و وابستگی خود به قزلباشان را به صفر نرساند، نمی‌تواند بر عثمانی‌ پیروز شود، یک ارتش کوچک مستقل و دائمی برای خود به وجود آورد. این ارتش که مرکب از 5 هزار نظامی بود با نام «دستۀ قورچیان» شناخته می‌شد.

همچنین، شاه طهماسب به خوبی به ضرورت انقلاب تسلیحاتی در ارتش ایران پی برد و به همین دلیل، با استخدام پرتغالی‌ها شروع به ساخت توپ و تفنگ کرد و توانست با وجود مشکلات اقتصادی فراوان، چند عراده توپ و چند صد تفنگ سرپر بسازد و آنها را در اختیار سربازان زبدۀ خود قرار دهد.

در عصر شاه طهماسب، همچنان بنیان ارتش را سواره نظام تشکیل می‌داد. حدود 60 هزار سواره نظام که برخی از آنان تفنگ داشتند، هسته اصلی ارتش ایران در عصر شاه طهماسب اول را تشکیل می‌دادند. در کنار این 60 هزار سوار، هزاران پیاده نظام که مجهز به تیر و کمان و نیزه و گاه تفنگ سرپر بودند، در ارتش فعالیت کرده و گاه به ماموریت‌های مخصوص اعزام می‌شدند.


ارتش ایران در عصر آشوب

بعد از مرگ شاه طهماسب اول، ایران وارد دورۀ آشوب شد. شاه اسماعیل دوم و سلطان محمد خدابنده (پدر شاه عباس) از مهم‌ترین پادشاهان این عصر هستند. یکی از این دو پادشاه (شاه اسماعیل دوم) به شدت تندخو و خشن و دیگری (شاه محمد خدابنده) به شدت ضعیف و منفعل بود. این مساله باعث شد تعادل قوا در ایران از بین برود و  قزلباش‌ها شروع به افزایش قدرت خود و تصرف ارتش ایران کنند.

با این حال، در همین دوره نیز تلاشی از جانب پادشاه صورت گرفت تا ارتش سر و وضع مدرن پیدا کند. محمد خدابنده از شاهزاده دوک بزرگ توسکانا جهت آوردن توپخانه به ایران تقاضای کمک کرد اما این اقدام به علت تعلل شاه ایران و دخالت قزلباش‌ها در امور دولتی و سیاسی به تعویق افتاد و انجام نگرفت. 


انقلاب در ارتش ایران در عصر شاه عباس

شاه عباس اول در حالی به قدرت رسید که ایران درگیر اختلافات شدید قزلباش‎ها بود. دربار و ارتش تبدیل به گوشت قربانی حرص و طمع سی و دو طایفه یا «اویماق» قزلباش شدند؛ سی و دو اویماقی که خود با هم اختلاف داشته و به دو جناح اویماق چپ و اویماق راست تقسیم می‌شدند.

شاه عباس برای فرار از این وضعیت تلاش کرد مسیر شاه طهماسب را ادامه دهد. او به جای تمرکز بر قزلباش‌ها به تقلید از عثمانی، یک ارتش دائمی 40 هزار نفری از چرکس‌ها و غلامان گرج به وجود آورد و نام این ارتش دائمی را «شاهسون» گذاشت. شاه عباس با کمک این ارتش توانست از زیر یوغ قزلباش‌ها خارج شده و با خیال آسوده به سرکوب اویماق‌ها بپردازد. او سپس قزلباش‌ها را به سرحدات فرستاد و با خیال آسوده توانست ارتش را پاکسازی کند. شاه عباس پس از سرکوب قزلباش‌ها و تصفیۀ ارتش از آنها، سپاه جدید خود را با کمک دو گروه ایجاد کرد: الف. گرج‌ها ب. فارس‌ها یا تاجیک‌ها.

شاه عباس همزمان طرح دوم شاه طهماسب یعنی نوسازی تسلیحات نظامی را دنبال کرد اما بر خلاف شاه طهماسب صفوی به جای پرتغالی‌ها از انگلیسی‌ها کمک گرفت. شاه عباس با کمک برادران شرلی توانست توپ و تفنگ بسازد. نتیجۀ انقلاب تسلیحاتی ارتش ایران ایجاد هنگ 12 هزار نفری تفنگچی و ایجاد هنگ توپخانه بود.


ساختار ارتش ایران در عصر شاه عباس

ارتش شاه عباس دو واحد اصلی داشت:

الف. پیاده نظام یا تفنگچی لر (متشکل از حدود 12 هزار تفنگچی که برای مقابله با ارتش ینی چری عثمانی آموزش دیده بودند. به  فرمانده این لشکر تفنگچی لر آقاسی می‌گفتند. )

ب. سواره نظام (متشکل از 10 هزار سرباز که بیشترشان چرکس بودند. به این سربازان قوللر می‌گفتند.)

همچنین، ارتش نوین ایران از طوایف و اقوام گوناگون تشکیل شده بود. بخشی وسیعی از این ارتش را فارس‌ها یا تاجیک‌ها و چرکس‌ها تشکیل می‌دادند. ترک‌ها یا قزلباشان هم همچنان بخشی از این ارتش را تشکیل می‌دادند. به افسران و سربازان قزلباش «بیگ» می‌گفتند. این سربازان معمولا تفنگ نداشتند و سواره می‌جنگیدند.

به جز طوایف، اقوام و دو واحد اصلی یعنی پایده نظام و سواره نظام، برخی هنگ‌ها و لشکرهای دیگر هم در ارتش شاه عباس وجود داشتند که هر یک وظیفۀ خاص خود را دنبال می‌کردند. مهم‌ترین این لشکرها یا هنگ‌ها بدین شرح هستند:

الف. قورچی لر: قورچی لفظی مغولی به معنی ترکش دار است. اعضای این لشکر معمولا وظیفۀ تدارکات را بر عهده داشتند. بیشتر اعضای این بخش را ترکمن‌ها یا چرکس‌ها تشکیل می‌‍دادند.

قورچی لر خود یک تقسیم‌بندی دقیق داشت. هر قورچی لر از چند مین ( شامل هزار سرباز) تشکیل می‌شد. مین نیز خود از چند یوز (شامل100 سرباز) تشکیل می‌شد و یک یوز از ترکیب چند اون (شامل 10 سرباز) به فرماندهی اون باشی تشکیل می‌گردید.

ب. هنگ توپخانه: هنگ توپخانه که بخش مهمی از ارتش شاه عباس را تشکیل می‌داد شامل 500 توپ و هزار الی 2 هزار سرباز بود. به فرماندۀ این هنگ «امیر توپخانه» می‌گفتند.

ج. نسقچی لر: وظیفۀ این هنگ یا لشکر حفظ امنیت راه‌ها بود. حدودا 30 هزار سرباز مامور این کار بودند و در این هنگ فعالیت می‌کردند و معمولا قبل از حمله به مسیرها و راه ها رفته و آنجا را امن نگه می‌داشتند.

د. جزایر چیان: این هنگ مجهز به نوعی تفنگ با کالیبر بزرگ بود که فقط با کمک یک پایۀ مخصوص قابل تیراندازی بود. سربازان مجبور بودند این تفنگ را روی زمین گذاشته و شلیک کنند. گاهی اوقات نیز باید تفنگ رو روی زانو گذاشته و شلیک می‌کردند. سربازان این هنگ، خنجر و شمشیر هم داشتند. کلاهشان نیز نوک تیز و از پارچه بود. بیشتر اعضای جزایرچیان گرجی بودند و از مقامی به نام «ایشیک آقاسی» دستور می گرفتند. این سربازان اکثر اوقات شاه را همراهی می‌کردند و به نوعی گارد محافظ شاه بودند.

ه. یساقی‌ها: سربازان این هنگ چریک‌هایی بودند که به آنها یاساقی یا یساقی می‎گفتند. تعداد آنها حدود 500 نفر بود. بیشترشان هم از طایفۀ کلهر بودند. اعضای این هنگ مقام بالایی نزد شاه داشته و خود و خانواده شان مقرری ثابت داشته و آن را مستقیما از شخص شاه دریافت می‌کردند. 


ساختار اداری و مالی ارتش شاه عباس

شاه عباس به جز اصلاح ساختار ارتش، توانست نظمی مستحکم و نوین بر امور اداری و مالی این ارتش حاکم کند. پیش از او، سربازان از رهبران طوایف خود مقرری می‌گرفتند و همین مساله سبب می‌شد به رهبر طایفه بیش از شاه و مقامات کشوری وابستگی داشته و وفادار باشند. شاه عباس این رویه را تغییر داد و یک سیستم پرداخت مقرری ثابت برای سربازان ایجاد کرد. به دستور شاه پرداخت حقوق سربازان مستقیما توسط شاه و دولت صورت گرفت و دیگر، مواجب سربازان توسط سران قبایل پرداخت نمی‌شد.


سلاح‌های ارتش شاه عباس

تسلیحات ارتش ایران در عصر شاه عباس دچار یک تحول عمیق شد. به جز گرز و خنجر و تیروکمان و نیزه که همچنان توسط گروهی از سپاهیان به خصوص قزلباشان به کار گرفته می‌شد، سلاح‌های گرم مختلفی نیز وارد ارتش شدند. تفنگ فتیله‎ای با دو شاخه که هنگام شلیک به زمین اتکا داشت نه پایه از جمله مهم‌ترین سلاح‌های گرم ارتش صفوی بود. همچنین، توپ‌های برنجی با گلوله‌های سربی به تجهیزات ارتش اضافه شدند. 


سرباز تفنگچی صفوی
زنبورک
یک زره باقی مانده از عصر صفوی
تفنگ سر پر؛ ساخته شده در عصر صفوی
یک سواره نظام صفوی
یک قزلباش
یک قزلباش
قزلباش صفوی
هنگ توپخانۀ صفوی
تفنگچی صفوی
شمشیر صفوی
خنجر ساخته شده در عصر صفویه
درفش دار صفوی
مقالات وابسته
منابع
  1. غلامی فیروزجائی، علی. حیدری، سعید. سازمان نظامی صفویه از آغاز تا پایان دوره شاه عباس کبیر.

ارسال دیدگاه

Captcha