
زندیه در یکی از حساسترین دورانهای تاریخ ایران به قدرت رسید. بعد از قتل نادرشاه در خراسان، ایران دچار آشوب شد و کشور وارد یک جنگ داخلی چندین ساله گردید. کریم خان زند نیز که از سرداران لرتبار نادرشاه بود دست به شورش زد. او ابتدا مهرعلی خان تکلو را شکست داد و همدان را به تصرف خود درآورد. سپس اتحاد سه گانه را با ابوالفتح خان و علی مردان خان ایجاد کرد و با تصرف اصفهان، یک شاهزادۀ صفوی به نام شاهزاده اسماعیل سوم را به پادشاهی رساند. او سپس سردار سپاه اتحاد سه گانه شد اما چندی بعد با علی مردان خان که دست به شورش زده و ابوالفتح خان را کور کرده بود، وارد جنگ شد. نتیجۀ جنگ پیروزی کریم خان زند و تصرف مرکز ایران بود.
بعد از نابودی علی مردان خان، کریم خان وارد دورۀ دوم جنگهای داخلی شد. او در این دوره با دو دشمن اصلی جنگید: محمد حسن خان قاجار (پدر آقامحمدخان) و آزادخان افغان. کریم خان این دو مدعی قدرتمند را هم شکست داد و توانست حاکم تقریبا سراسر ایران شود.
مرور سریع تاریخ ایران در عصر کریم خان زند نشان میدهد او با چه مشکلات فراوانی روبه رو بود و تقریبا در تمام مدت در حال جنگ بود. ارتش او نقش اصلی را در پیروزیهایش داشت و به همین دلیل، بدون شناخت این ارتش نمیتوان به سر قدرت زندیه و شکست دادن قاجار و افغانها و ... دست یافت.
ساختار اجتماعی ارتش زندیه
عصر زندیه دوران جنگ و شورش داخلی بود. ایران چند سال رنگ آرامش ندید و با جنگهای متعدد روبه رو شد. این مساله و البته علاقۀ نادرشاه به تشکیلات ایلیاتی ارتش، سبب شد قدرت به دست ایلها بیفتد و شهرها و شهرنشینان کمترین نقش را در قدرت نظامی ایران داشته باشند.
ساختار عشایری و ایلیاتی ارتش در عصر زندیه سبب شد قدرت رهبران طوایف و قبایل زیاد شود. آنها سربازان ارتش را تامین میکردند و بسته به نوع جنگ و بده بستان با خان زند، به ارتش سرباز میدادند. بعد از جنگ نیز ارتش از هم میپاشید و سربازان به دیار خود بازمیگشتند.
همچنین، به لحاظ اقتصادی نیزسربازان وابستگی زیادی به شاه نداشته و مواجب خود را از رئیس قبیله میگرفتند. خان زند تنها غنایم را بین سربازان پخش میکرد و مسئول تامین حقوق و احتیاجات سربازان ویژۀ خود بود که دائما به او خدمت میکردند.
مرکزیت ارتش زندیه را سربازان زند (لر و لک) تشکیل میدادند. رهبران و فرماندهان اصلی لشکر همگی از طایفۀ زند بوده و قوم و خویش کریم خان بودند. بعد از لرها و لکها سربازان ترک و فارس و سپس بلوچ و عرب و کرد بیشترین سربازان ارتش را تشکیل میدادند. همچنین، گروهی از افغانها در ارتش کریم خان فعال بودند که بعد از سرکوب آزادخان و محمدحسن خان و حذف رقبای کریم خان حذف شده و از ارتش کنار گذاشته شدند.
ساختار کلی ارتش زندیه
به طور کلی، ارتش زندیه از 4 بخش اصلی تشکیل میشد:
الف. پیاده نظام
ب. سواره نظام
ج. توپخانه
د. نیروی دریایی
قدرت اصلی در دست سواره نظام بود. پیاده نظام در مرتبۀ دوم قرار داشت. توپخانه مرتبۀ سوم را داشت و نیروی دریایی پایینترین مرتبه را به خود اختصاص میداد.
سوارهنظام طایفۀ زند معمولا بالاترین رتبه را در ارتش داشتند. سواره نظام غیرزند اما لر یا بختیاری نیز در مرتبۀ بعدی قرارداشتند. سواره نظام و پیاده نظام به دو دستۀ دائمی و غیردائمی تقسیم میشدند. سربازان دائمی، گارد مخصوص خان زند بودند و بیشترشان همقبیلۀ او بودند. سربازان غیردائمی نیز سربازان ایلیاتی بودند.
سربازان توپخانه یا مسئول آتش توپهای بزرگ بودند و یا مسئول ادارۀ زنبورکها. نیروی دریایی نیز بعد از مرگ نادرشاه عملا از کار افتاد. خان زند برای جبران این نقیصه از انگلیسیها و هلندیها کمک گرفت و تلاش کرد با استفاده از آنها با راهزنان دریایی مبارزه کند.
رستهها و بخشهای ارتش زندیه
كريم خان زند در ابتدای تكاپوی نظامی خود از حمايت برخی از سواران ايلياتی و همچنين توپچیهای افشار و يك دسته پياده نظام برخوردار بود. سپاه وی اگر چه به لحاظ تسلیحات مجهز بود ولی از نظم يك سپاه برخوردار نبود و بيشتر شبيه يك اردو بود. لذا كريم خان در سال ۱۱۸۹ قمری به فكر نظم بخشيدن به قشون خود افتاد.
خان زند ابتدا سپاه دائمی مركب از ده هزار نفر تشكيل داد كه در شيراز استقرار يافت. اين سپاه كه مركب از دو هنگ پياده، دو هنگ سواره و يك فوج توپخانه بود در زمان جنگ از حمايت و همكاری سواران ايلياتی و همچنين پيادههایی كه به خاطر كسب غنيمت به سپاه میپيوستند برخوردار میشد.
سپاهی كه به اين ترتيب برای يك جنگ آماده میشد، به دستههای مشخصی تحت فرماندهی يك نفر، بدين شرح تقسيم میشد:
- دسته دو هزار نفری به فرماندهی يك نفر به نام دومين باشی
- دسته هزار نفری به فرماندهی يك نفر به نام مين باشی
- دسته پانصد نفری به فرماندهی يك نفر به نام پانصد باشی
-دسته صد نفری به فرماندهی يك نفر به نام يوز باشی
- دسته پنجاه نفری به فرماندهی يك نفر به نام پنجاه باشی
- دسته ده نفری به فرماندهی يك نفر به نام اون باشی
همچنین، مين باشیها و دومینباشیها خود زير نظر فردی به نام سلطان بودند. اين سلطان تحت نظر خان و خانها هم تحت نظر فرماندۀ كل نیروها يعنی شخص شاه یا خان زند بودند.
به جز این، ارتش زندیه به لحاظ رسته نیز به چند بخش تقسیم میشد و افراد زیر فرماندهان این هنگها و رستهها بودند:
الف. قورچی باشی: قورچی باشی به نوعی وزیر جنگ بود و بعد از خان زند، بالاترین مرتبۀ نظامی را داشت.
ب. توپچی باشی: فرمانده توپخانه که شامل توپهای بزرگ و زنبورکها بود. به توپچی باشی «میرآتش» هم میگفتند.
پ. تفنگچی باشی: او فرماندۀ پیاده نظام سپاه بود که از تفنگچیهای مجهز به تفنگهای بلند سرپر و فتیلهای تشکیل میشد.
ت. چرخچی باشی: رئیس بخش اطلاعات ارتش که وظیفهاش شناسایی مناطق، راهها، لوجستیک دشمن و خودی و موقعیت دشمن بود.
ث. جزایر چی باشی: فرمانده رستهای که سربازانش مجهز به تفنگی بلند و سنگین بودند که چند کیلوگرم وزن داشتند.
ج. یساقچی: وظیفۀ این فرد و گروهش تدارکات سپاه و تامین آذوقه و سلاح و اسب و ... بود.
لازم به ذکر است که علی رغم چنين تقسيم بندی مناصب در ارتش زند، اين ارتش از نظم لازم برخوردار نبود. آنچه به اثبات اين نكته كمك میكند محوری بودن نقش فرمانده در هر لشكر است. اگر در لشكرکشی فرمانده سپاه دچار جراحت میشد یا به اسارت در میآمد، سپاه از هم متلاشی میشد. این وابستگی شدید به فرد نشان از بینظمی و غیرساختاری بودن ارتش زند دارد.
تاکتیکها و استراتژی
عصر زندیه یکی از ضعیفترین اعصار به لحاظ تاکتیک و استراتژی نظامی بود. علت این مساله عدم نظم در سپاه، نبود ارتش دائمی و ایلیاتی بودن ساختار ارتش بود. در این ارتش، سواره نظام اهمیت بیشتری داشت و تاکتیک اصلی نیز حملۀ سریع سوارهها و تیراندازی به سمت دشمن بود.
با این حال، برخی تاکتیکهای خاص دیگر در این دوره به اجرا درمیآمدند. محاصرۀ قلعه یا شهر از مهمترین استرتژیهای ارتش زندیه بود. حفر خندق نیز پدافندی بود در مقابل این حیله.
شبیخون به انبار آذوقه از تاکتیکهای دیگری بود که شخص کریم خان و همچنین، لطفعلی خان زند از آن به وفور بهره میبردند.
سلاحها و تجهیزات
مهمترین تسلیحات ارتش ایران در عصر زندیه به شرح زیر است:
الف. سلاحهای سرد: خنجر، شمشیر، گرز، تیر و کمان، نیزه، فلاخن و ... از مهمترین سلاحهای سرد در دورۀ زندیه بودند.
ب. تفنگ سرپر: تفنگهای سربازان ارتش زندیه از نوع سرپر و فتیلهای بودند. این تفنگها از اواخر دورۀ صفوی رواج یافتند و در کل دوران افشاریه و زندیه در ارتش ایران یافت میشدند.
ج. تفنگ سنگین سه پایه: نوعی تفنگ ویژه در دورۀ زندیه رواج داشت که حدودا 5 من تبریز وزن داشت و بر روی سه پایه قرار میگرفت. این تفنگها معمولا توسط هنگ جزایرچی به کار میرفت.
د. توپ: توپهای جنگی عصر زندیه دو بخش بودند: برخی از آنان یادگار عصر افشاریه و حتی صفویه بوده و توسط کریم خان زند تصاحب شده بودند. برخی دیگر نیز به دستور خان زند در دو کارخانۀ توپ سازی ساخته میشدند. این کارخانهها توسط یک افسر گرج که پیش از این برای روسها کار میکرد و به استخدام کریم خان درآمده بود، اداره میشدند. به علت صعب العبور بودن مسیرها، توپها معمولا به صورت جدا و تکه پاره حمل قاطرها شده و به محل نبرد ارسال میشدند و در آنجا به هم وصل میشدند.
ه. زنبورک: یکی از مهمترین تسلیحات عصر زندیه «زنبورک» است. این سلاح که در عصر افشار و حتی اواخر صفویه نیز رواج داشت، به وفور در ارتش زندیه یافت میشد. زنبورک گونهای توپ سرپر کوچک و دستی بود که آن را معمولاً بر پشت چهارپایان و اغلب شتر حمل میکردند و به سه پایه یا تکیه گاهی وصل مینمودند تا لگد نزند و از محمل جدا نشود. برد تیر زنبورک از تفنگ معمولی بیشتر نبود و کیسههای باروت و گلوله به طرفین جهاز شتر آویخته و زنبورکچی فتیله به کمر خود میبست.









- شعبانی، رضا. ارتش ایران در دوره زندیه. پژوهشنامه تاریخ. بهار 1385. شماره 2. صص60 الی 78
ارسال دیدگاه