
اشکانیان سلسلهای ایرانی هستند که نزدیک به 500 سال بر ایران حکومت نمودند. آنها بعد از سلوکیان و پیش از ساسانیان بر ایران حکمرانی کردند. جوهرۀ سلسلۀ اشکانی را قوم «پارت» تشکیل میدهد. پارتها اقوامی آریایی بودند که در شرق ایران میزیستند. نام آنان در متون آشوری قرن هفتم قبل از میلاد آمده است. همچنین، در دیوارها و نقوش تخت جمشید نام آنان به عنوان یکی از اقوام ایرانی که در ارتش هخامنشیان فعالیت داشتند آمده است.
با وجود انتقاداتی که به نحوۀ ادارۀ ارتش در عصر اشکانی میشود باید گفت که اشکانیان توان بسیار بالایی در مقابله با دشمنان ایران داشته و توانستند به مدت 500 سال ایران را از گزند دشمنان شرق و غرب در امان نگه دارند. ایران در عصر اشکانی به مدت 300 سال با امپراتوری روم در جنگ بود و توانست عملکرد بسیار خوبی در این جنگها داشته و جلوی نفوذ روم به ایران را بگیرد. همچنین، اشکانیان سالها با سکاها در شمال و شرق درگیر بوده و توانستند جلوی هجوم این اقوام را به داخل ایران بگیرند.
ساختار اجتماعی ارتش
حکومت اشکانیان یک حکومت ملوک الطوایفی بود. در این ساختار، قدرت مرکز خیلی زیاد نبود و اقوام و طوایف و گاه خاندانهای حاکم بر ایالات مختلف ایران به صورت مستقل قلمرو خود را اداره میکردند و تنها با دادن مالیات به پایتخت و پذیرش شاه اشکانی به عنوان شاهنشاه، سیطره اشکانیان بر خود و ایران را میپذیرفتند.
این مساله در ارتش اشکانیان نیز قابل رویت است. اشکانیان دارای ارتش ثابت و دائمی نبودند. در پایتخت تنها یک هنگ کوچک نظامی وجود داشت که وظیفهاش حفظ پایتخت و دربار از گزند دشمن بود. ارتش اشکانی در زمان جنگ از قبایل و طوایف مشهور سرباز میگرفت. این سربازان موقت بعد از جنگ به قلمرو خود بازگشته و ارتش منحل میشد. سربازان هم به دلیل همین مساله بیشتر از رهبران طوایف و خاندانها حرف شنوی داشتند و کمتر حاضر بودند از شاه و دربار تبعیت کنند.
با این حال، اشکانیان به خوبی توانستند از طریق ایجاد یک نظم حداقلی بر این ارتش، در جنگها پیروز شوند. اشکانیان اولا تاکتیکی بومی برای این ارتش دیکته کردند و ثانیا، هنگها و لشکرها را بر اساس اقوام و طوایف شرکت کننده در جنگ ایجاد کردند تا این طوایف و لشکرها احساس استقلال کرده و مستقل عمل کنند.
ساختار نظامی و استراتژی ارتش
اشکانیان بر اساس ساختار اجتماعی ارتش خود توانستند نوعی ساختار و استراتژی کلان بومی به وجود آورند. آنها ابتدا تلاش کردند ارتشی به سبک و سیاق سلوکیان یونانی به وجود آورند. سلوکیان که وارث ارتش و استراتژی نظامی اسکندر مقدونی بودند پیادهنظام خود را که دارای نیزۀ بلند و سپر بودند، در مرکز قرار داده و سواره نظام را در جناح و عقب این پیادهنظام قرار میدادند. این روش در دورۀ مهرداد یکم نیز رواج داشت. با این حال، به مرور از بین رفت و اشکانیان به دلایل اجتماعی به یک روش بومی برای ایجاد ارتش تمسک جستند.
ارتش اشکانیان در دورۀ دوم خود ساختار سلوکی را از بین برد و ساختار پارتی را جایگزین آن کرد. در این روش، محوریت پیادهنظام از بین رفت و وظیفۀ اصلی بر دوش سوارهنظام افتاد. در ارتش جدید و سلوکیزدا شدۀ اشکانیان چند گروه فعال بودند:
الف. سوارهنظام سبک: بیشتر سربازان اشکانی را سوارهنظام سبک تشکیل میدادند. آنها سوارکارانی زبده بودند که سلاحشان تیر و کمان بود و با سرعتی باورنکردنی در مناطق مختلف حرکت کرده و به دشمن تیر میانداختند تا نظام آنها را از بین ببرند. این گروه به خصوص با اوج گرفتن جنگهای ایران و روم اهمیت بیشتری پیدا کردند. قدرتنمایی همین گروه سبب شد که انسجام پیادهنظام ارتش کراسوس از هم بپاشد و روم در جنگ حران شکست سختی بخورد.
ب. سوارهنظام سنگین: سوارهنظام سنگین اشکانی یادگار سوارهنظام هخامنشی بود که در عصر سلوکیان نیز فعال بودند. سوارهنظام سنگین شبیه شوالیههای صلیبی بودند. آنها نیزهای بلند و حدودا دو متری داشتند. همچنین، سرتاسر بدن و اسب آنان مجهز به نوعی لباس چرمی و روکش فلزی بود و کلاه خودی بزرگ داشتند. این مساله سبب حرکت کند آنان میشد اما در جنگهای قدرتی و استقامتی به شدت موفق بودند.
ج. پیاده نظام سنگین: پیاده نظام اشکانی نقش برجستهای در جنگها نداشتند. آنها معمولا از دهقانان و افراد طبقات پایین انتخاب میشدند. آنها مجهز به یک شمشیر کوتاه بودند و وظیفۀ اصلیشان محافظت از معابر، چادرهای خودی، کوهها و ارتفاعات و ... بود تا دشمن بر مواضع مهم دست نیابد.
د. فلاخن دار: فلاخن دارها با فلاخنهای خود در ارتفاعات قرار گرفته و با سنگ فراوان به دشمن حمله میکردند تا دشمن نتواند بر ارتفاعات تسلط یابد.
ه. سپاه ویژه: این لشکر در جنگها شرکت نمیکرد و فقط وظیفه داشت از چادر فرماندهی و شاه حمایت کند و جلوی حملۀ دشمن به آنها را بگیرد.
اشکانیان بر اساس این ساختار، یک تاکتیک ویژه ایجاد کرده بودند. در جنگها (به خصوص در جنگ با روم) ابتدا سوارهنظام سبک به لشکر دشمن حمله کرده و با تیرهای متعدد و حرکات سریع اسب و حملات قیقاج، دستههای فشردۀ دشمن را که ابزار اصلی برای اجرای تاکتیک ارتش روم بودند، از هم میگسستند. سپس نوبت به سوارهنظام سنگین میرسید که به دستههای جدا افتاده و از هم پاشیده هجوم میآورد و آنها را از بین میبرد. سپاه ویژه، فلاخن داران و پیادهنظام نیز در عقب لشکر مستقر شده و از پاتک دشمن و محاصره مقر خودی جلوگیری میکردند.
سربازان اشکانی از جنگهای شبانه پرهیز میکردند. آنها با تاریکی هوا، از نبرد دست میکشیدند و در مسافتی دور از دسترس دشمن اردو میزدند، زیرا از یک طرف به خندقکنی و استحکام اردوگاه خود عادت نداشتند و از طرف دیگر، چون به اسبان خود خیلی علاقهمند بودند، لازم میدانستند که شبها به اسبهای خود استراحت دهند.
پارتها در فصل زمستان هم نمیجنگیدند و معمولا در فصول گرم به نبرد میپرداختند. علت این مساله این بود که مهارت این سربازان بیشتر در تیراندازی بود و در فصل زمستان به علت رطوبت هوا زه کمانها سست میشد و تیرهای سربازان اثر خود را از دست میداد. برخی مورخان نیز معتقدند چون تأمین علوفۀ مورد نیاز اسبان در زمستان سخت بود و این حیوانات به خاطر کمی علف ناتوان می شدند، از این رو تا حد امکان در این فصل از جنگ پرهیز میکردند.
تجهیزات نظامی
برخی از مهمترین تجهیزات نظامی به کار گرفته شده توسط اشکانیان بدین شرح است:
الف. تیر و کمان: تیر و کمان اشکانیان شکل مخصوص به خود را داشت. قوس این کمانها زیاد و چوبش کوتاه بود. معمولا از آبنوس و چوب گردو ساخته میشد و این سبب میشد به راحتی خم شده و حالت ارتجاعی بگیرد. در انتهای تیرها نیز پر میگذاشتند تا بعد از پرتاب منحرف نشود. مورخان معتقدند همین کمانها سبب شدند در جنگ حران، اشکانیان بتوانند مربعهای تشکیل شده از سپرهای رومی را از هم بشکافند و به یک پیروزی قاطع برسند.
ب. نیزه: نیزههای اشکانی معمولا بسیار بلند بودند و گاه به دو متر میرسیدند. آنها توان زیادی در سرکوب دشمن داشتند و برای انداختن سواران دشمن به کار گرفته شده و همزمان، جلوی نزدیک شدن پیاده نظام دشمن به اسب سوارهنظام خودی را میگرفتند.
ج. برگستوان: بَرگُستوان زره و پوشش جنگی اسبهای اشکانی بود که سرتاسر بدن آنها را میپوشاند. برگستوان از صفحات چرمی ضخیم درست میشد و گاهی به صورت زرههای زنجیری بود. لذا آن را به پیشانی، ران و جاهای دیگر جانور که در معرض اصابت بودند، میبستند.
د. شمشیر: شمشیرهای اشکانی معمولا کوتاه بودند. این شمشیرها دو لبه بودند و توسط پیاده نظام و سوارهنظام سنگین برای نبرد تن به تن به کار گرفته میشدند.
ه. اسب: یکی از مهم ترین تجهیزات جنگی در دوره اشکانیان، اسب بود. اسبهایی که پارتها پرورش میدادند، از بهترین اسبان زمان خود بودند، به طوری که چینیها نسبت به آنها حسد میبردند. این حیوانات تیزرو دارای سینههای فراخ، ریههای قوی و تواناییهای چشمگیری بودند و فقط به صورت چهار نعل حرکت می کردند. اسب در «نسا»، نخستین پایتخت اشکانیان و مناطق هم جوار آن پرورش داده میشد و از چنان قدرت، چالاکی و هوشیاری برخوردار بود که خود اشکانیان بخش بزرگی از پیروزی های خویش را مدیون این حیوان می دانستند.
ی. سایر تجهیزات: فلاخن، خنجر، زره، نیزۀ کوتاه و ... از دیگر تجهیزات نظامی به کار گرفته شده توسط ارتش اشکانی بودند.
لوجستیک
ارتش اشکانی به علت جنگهای چریکی خود نیاز مبرمی به تامین و لوجستیک داشت. یکی از مهمترین احتیاجات آنان تامین تیر برای کمان بود. آنها احتیاج داشتند در کمتر از یک ساعت هزاران هزار تیر به قلب دشمن شلیک کنند. برای این کار لازم بود تیرهای زیادی در نزدیکی اردوگاه سربازان فراهم شود. اشکانیان از طریق ایجاد یک سیستم انتقال دقیق این نیاز را برطرف کردند. آنها شترهای زیادی را که به آب و هوای بد بیابان و مناطق صعب العبور عادت داشتند، فراهم کرده و آنها را از مسیرهایی که دشمن نتواند شناسایی کند به محل جنگ میفرستادند. این شترها حامل هزاران هزار تیر بودند. محل قرارگرفتن این شترها به نحوی بود که نه زیاد به محل درگیری نزدیک بودند و نه زیاد دور. سوار اشکانی بعد از تمام شدن تیرهایش به سرعت به این شترها نزدیک میشد و تیر میگرفت و مجدد به محل نبرد بازمی گشت.








- پژوهشکده سایبرپلیتیک دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران (دافوس آجا)
- ساختار ارتش و شیوه ی نبرد در عصر اشکانیان، اسماعیل نساجی زواره، آموزش تاریخ، دوره یازدهم، شماره 1، پاییز 1388
ارسال دیدگاه