بلیتزکریگ
lighthouse بلیتزکریگ

بلیتزکریگ یا «جنگ برق‌آسا» استراتژی اصلی نظامی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم بود. این استراتژی سبب پیروزی‌های وسیع نازی‌ها به خصوص در سال 1939 و 1940 گردید. هدف اصلی آن هم، شکست سریع و قاطع دشمن و جلوگیری از جنگ فرسایشی بود. در واقع، جنگ برق‌آسا یا بلیتزکریگ تمرکز بر بیشترین تسلیحات و توان هجومی در کمترین زمان ممکن است. به این صورت که اگر ارتشی 100 واحد تسلیحات داشته باشد، ریسک کرده و مثلا از 90 واحد آن در یک هفتۀ نخست جنگ استفاده می‌کند و فقط 10 واحد را برای روزهای آتی باقی می‌گذارد تا بتواند در همان روزهای نخست دشمن را شکست دهد و کار را به جنگ طولانی مدت و فرسایشی نکشاند. البته این ایدۀ کلی بلیتزکریگ است. این استراتژی در عصر نازی‌ها به صورت ساختار نظامی ترکیبی خودروهای زرهی، جنگنده‌ها و واحدهای موتوریزه به کار گرفته شد.

تاریخچه

در سال ۱۹۱۴، استراتژیست‌های آلمانی از نوشته‌های کارل فون کلاوزویتس استفاده کردند. هلموت فون مولتکه پدر (۱۸۰۰ - ۱۸۹۱) و آلفرد فون اشلیفن (۱۸۳۳ - ۱۹۱۳) با بهره‌گیری از ایده‌های کلاوزویتس ایدۀ مانور و پوشش حداکثری برای ایجاد شرایط لازم جهت یک نبرد سرنوشت‌ساز  (Vernichtungsschlacht)  را مطرح ‌کردند.

در طول جنگ جهانی اول، افسرانی مانند «ویلی روهر» تاکتیک‌هایی را برای بازیابی مانور در میدان نبرد تدوین کردند. طبق طرح آنان، پیاده‌نظام سبک متخصص آلمانی (Stosstruppen) از نقاط ضعف خطوط دفاعی دشمن برای ایجاد شکاف توسط واحدهای پیاده‌نظام بزرگتر استفاده کردند تا آنها با سنگین‌ترین سلاح‌ها پیشروی کنند. تاکتیک‌های نفوذ با بمباران‌ طوفانی توپخانه‌ای در کوتاه‌مدت، از دیگر روش‌های واحدهای جنگی آلمان در جنگ اول بین الملل بود که زمینه ساز بلیتزکریگ شدند. این حملات که توسط سرهنگ گئورگ بروخمولر ابداع شده بود، به جای تکیه بر تعداد نفرات، بر سرعت و غافلگیری متکی بود. این تاکتیک‌ها در عملیات «حمله بهاری آلمان» در سال ۱۹۱۸، با موفقیت زیادی روبرو شدند.

روش جنگی آلمان‌ها در جنگ جهانی اول به سرعت توسط انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها اقتباس شد و آنها در سال‌های بعدی از آن بهرۀ فراوان بردند. آنها هم ارتش خود را به خطوط دفاعی مدرن مسلح کردند تا جلوی حملات برق آسای آلمان‌ها را بگیرند و هم خود شروع به تنظیم لشکریان و توپخانه جهت ضد حملات برق‌اسا در جبهه‌های مختلف نمودند. 


بلیتزکریگ در عصر آلمان نازی

آدولف هیتلر پس از اینکه در سال ۱۹۳۳ صدراعظم آلمان شد، مفاد پیمان ورسای را نادیده گرفت. او بعد از این کار، شروع به انقلاب در ارتش خود کرد و کارخانه‌های تسلیحات جنگی فراوان ایجاد نمود. او نیروهای مسلح آلمان را تحت عنوان «ورماخت» متحد کرد. او فرماندهی نیروهای زرهی موتوریزه را در سال ۱۹۳۶ تحت عنوان «پانزر وافه» و نیروی هوایی را تحت نام «لوفت وافه» تأسیس نمود و توسعه در زمینه هواپیماهای تهاجمی، نیروهای زرهی و استراتژی‌ها و دکترین‌های نظامی را آغاز کرد. هیتلر به شدت از استراتژی‌های نظامی جدید حمایت می‌کرد. او کتاب « Panzer Leader» نوشته گودریان را که در سال ۱۹۳۷ منتشر شد، خواند و پس از مشاهده تمرینات میدانی زرهی در کومرسدورف و توسعۀ استراتژی حملۀ برق‌آسا، اظهار داشت: «این چیزی است که من می‌خواهم.»


تئوری هاینتس گودریان

هاینتس گودریان تاکتیک‌های تسلیحات ترکیبی را به عنوان راهی برای همکاری و پشتیبانی لشکرهای زرهی متحرک و موتوری برای دستیابی به موفقیت قاطع ارائه کرد. او در کتاب خود با عنوان «Panzer Leader» نوشت: در سال 1929 متقاعد شدم که تانک‌هایی که به تنهایی یا در کنار پیاده‌نظام کار می‌کنند، هرگز نمی‌توانند به موفقیت تعیین‌کننده‌ای دست یابند. مطالعات تاریخی من، تمرین‌های انجام شده در انگلستان و تجربه خودمان با ماکت‌ها مرا متقاعد کرد که تانک‌ها هرگز نمی‌توانند به طور کامل مؤثر باشند تا زمانی که سایر سلاح‌هایی که تانک‌ها ناگزیر باید به آنها تکیه کنند، به استاندارد سرعت و عملکرد خود برسند. در چنین ترکیبی (از همۀ سلاح‌ها)، تانک‌ها همچنان باید نقش اصلی را ایفا کنند. گنجاندن تانک‌ها در لشکرهای پیاده‌نظام اشتباه خواهد بود. آنچه مورد نیاز است لشکرهای زرهی است که شامل تمام سلاح‌های پشتیبان مورد نیاز برای جنگیدن کامل تانک‌ها باشند.

گودریان معتقد بود برای پیشبرد استراتژی بلیتزکریگ، تجهیز لشکرهای زرهی و بالاتر از همه تانک‌ها، و همچنین، توسعۀ ارتباطات بی‌سیم، ضروری است. گودریان در سال ۱۹۳۳ به فرماندهی عالی اصرار داشت که هر تانک در نیروی زرهی آلمان باید به رادیو و ارتباطات بی سیم مجهز باشد. در آغاز جنگ جهانی دوم، تنها ارتش آلمان بود که همۀ تانک‌هایش "مجهز به رادیو" و ارتباطات مخابراتی پیشرفته بود. این امر در نبردهای اولیه به خصوص در سال 1939 بسیار موثر افتاد و سبب پیروزی‌های وسیع آلمانی‌ها گردید. 


اصول سه‌گانۀ بلیتزکریگ

استراتژی بلیتزکریگ بر سه رکن نیروی هوایی، تانک‌ها (زرهی) و پیاده‌نظام موتوریزه استوار است. طبق این استراتژی، نخست، نیروی هوایی با بمباران مراکز فرماندهی و خطوط ارتباطی، دشمن را فلج می‌کند. سپس، تانک‌ها به صورت گروه‌های متمرکز برای نفوذ سریع و ایجاد شکاف در خطوط دشمن استفاده می‌شوند و در آخر پیاده‌نظام موتوریزه به سرعت عقب تانک‌ها حرکت کرده و مناطق اشغالی را تثبیت و نیروهای دشمن را محاصره می‌کنند. کل این عملیات با سرعت، غافلگیری و هماهنگی بالا انجام می‌گیرد و فرماندهی عملیات از طریق مخابرات و تجهیزات الکترونیکی میان خطوط مختلف ارتباط برقرار می‌کنند.

آلمان این استراتژی را با موفقیت در حمله به لهستان و فرانسه به کار برد و توانست ضربات سنگینی به متفقین وارد کند. 


مشکلات بلیتزکریگ

با وجود خلاقانه بودن روش بلیتزکریگ و موفقیت حداکثری آن در سال‌های 1939 و 1940، در سال‌های بعد، این روش نتوانست کارایی خود را نشان دهد و به خصوص در جنگ روسیه شکست خورد. تحلیلگران معتقدند مشکلات تدارکاتی آلمان، جغرافیای وسیع روسیه و مقاومت سرسختانه شوروی سبب شکست این روش در عملیات بارباروسا شد. بسیاری معتقدند بلیتزکریگ جنگ را از حالت ایستا به متحرک تبدیل می‌کرد و در نبردهای سرعتی بسیار مفید بود اما برای جنگ‌های طولانی‌مدت طراحی نشده بود و در نبردهای فرسایشی به شدت ناکارآمد بود.


منابع برای مطالعۀ بیشتر

Overy, R. J. (2013). The Bombing War: Europe 1939-1945. Penguin Books.

Dupuy, T. N. (2004). The Evolution of Warfare: Militaries, Violence and Society. Johns Hopkins University Press.

Hooton, E. R. (2010). Waffen SS: The Asphalt Soldiers. Stackpole Books.

McDonogh, G. (2002). The German Blitzkrieg: Myth or Reality?. Journal of Military History, 66(4), 129-154.

Glantz, D. M. (2017). The Battle for Kursk: The Turning Point of World War II. University Press of Kansas.

Swaab, A. (2022). Blitzkrieg and its Impact on Modern Warfare. Military History Quarterly, 38(2), 45-62.

Kleine, J. (2019). The Wehrmacht and the Blitzkrieg Tactics. Journal of Strategic Studies, 42(3), 340-365.

Murray, W. (2020). The Dawn of the Blitzkrieg: A Study of German Military Innovation. Cambridge University Press.

Werth, A. (2021). The German War Machine: Strategies and Tactics of WWII. Routledge.

Stahel, D. (2014). Operation Barbarossa and the Nazi Blitzkrieg Strategy. War in History, 21(4), 321-346.

مراحل بلیتزکریگ توسط آلمان نازی (فاز 1)
مراحل بلیتزکریگ توسط ارتش آلمان نازی (فاز 2)
مراحل بلیتزکریگ توسط ارتش آلمان نازی (فاز 3)
مراحل بلیتزکریگ توسط ارتش آلمان نازی (فاز 4)
حمله جنگنده های آلمانی جهت اجرای حمله برق آسا
سه گام بلیتزگریک
مقالات وابسته
منابع
  1. پژوهشکده سایبرپلیتیک دانشگاه فرماندهی و ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران (دافوس آجا)

ارسال دیدگاه

Captcha